مرداد
۲

قدر پیرهنت رو بدون پسر!

دقیقاً یک سال پیش بود. در همین روزهای انتهایی نقل و انتقالات به سر می‌بردیم و ناگهان یک خبر کوتاه و تکان‌دهنده… «خسرو حیدری به سپاهان پیوست!»

 

غیر ممکن بود استقلالی باشی و شوکه نشوی! خسرو؟! همان پسر سربه‌زیر؟! او به استقلال پشت کرده؟! نه خسرو این‌کاره نیست. حتماً این‌هم شایعه جدید است…


لطفاً برای مشاهده کل متن، روی ادامه مطلب کلیک کنید…

 

نه نبود. شایعه نبود. خیلی دل‌مان می‌خواست شایعه باشد ولی یکی دو ساعت بعد، عکس او به همراه لباس زرد را که دیدیم دیگر باورمان شد. باور تلخ…


اجازه دهید از یادآوری بیش‌تر آن روزها دست بکشیم که چیزی جز حس خیانت و انتقام ندارد! دل‌مان می‌خواست همین فردا بازی با سپاهان برسد و زردها را در آزادی به آتش بکشیم.


دیگر کاملاً باورمان شد. او لباس تیم دیگری دارد. ولی اگر چند روز قبلش از ما می‌پرسیدند «به نظرتان کدام بازیکن حاضر است به استقلال پشت کند؟» اسم خسرو را حتی در آخر لیست هم نمی‌گذاشتیم. سربه‌زیرتر این حرف‌ها بود ولی…

 

آن روزها گذشت. رنگ لباس خسرو یک سال عوض شد. ولی فقط رنگ نبود. این‌را خود خسرو هم فهمید. شاید همان روزی که با لباس زرد به آزادی آمد و با نودهزار آبی‌دل روبرو شد، فهمید. همان روزی فهمید که تعداد پاس‌های گلش با لباس زرد، در طول یک فصل شاید به انگشتان یک دست هم نرسید! برای او که قبل از آن پاس‌هایش دو رقمی می‌شد، فهمیدنش زیاد سخت نبود.

 

روزگار گاهی اوقات بازی‌های قشنگی دارد. فقط یک سال! یعنی فقط یک سال بعد همه چیز عوض شد.

 

و حالا این خسرو است که برای برگشت به هر دری می‌زند: «محال است در سپاهان بازی کنم»، «فصل آینده فقط در استقلال!» حتی حاضر است به مدیرعامل سپاهان بگوید «عوام‌فریب!»

 

دیگر چیزی به پایان مهلت نقل و انتقالات نمانده. خسرو نمی‌تواند به استقلال بیاید. بلاتکلیف است. حالا مجبور است دو راه را انتخاب کند: باید یک فصل دیگر با لباس زرد به میدان برود آن‌هم برای تیمی که مدیرعاملش را عوام‌فریب خوانده! یا باید خانه‌نشین شود!

 

بازی ایران و مالدیو برگزار می‌شود و چهار پنج ساعت دیگر، مهلت تمام است! خسرو نمی‌داند به سانتر روی دروازه مالدیو فکر کند یا به لباس زردی که گویا یک فصل دیگر مجبور است به تن کند! عجب فکر آزاردهنده‌ای! ولی چند ساعت بعد…

 

تمام شد! خسرو به استقلال برگشت! فقط چند دقیقه قبل از نیمه‌شب و پایان مهلت! فقط چند دقیقه فاصله بود بین آزادی و قفس!

 

ولی این بار وقتی امضا می‌کرد، وقتی با لباس استقلال به هیئت فوتبال تهران می‌رفت و قراردادش را امضا می‌کرد، فکرش جای دیگری بود. که این بار قدر پیراهنش را بداند…


تـبـلـیـغـات

انجمن های گفتگوی آبـی دلان


اسکـوربـورد آبـی دلان

نویسندگان سایت

دسته بندی موضوعی

آخرین مطالب سایت

نظر سنجی

نظر شما در مورد طراحی صفحه اول سایت آبی دلان چیست؟

View Results

Loading ... Loading ...

محبوب ترین تاپیک های انجمن های آبی دلان

Login Author

جستجو در سایت

جستجوی تاریخی مطالب سایت

ژوئن 2017
ش ی د س چ پ ج
« مه    
 12
3456789
10111213141516
17181920212223
24252627282930
افراد آنلاین : 0
تعداد کل مطالب : 454
بازدید کل : 1829574